نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب خرابه از رخ تو مثل گلشن شد ویرانه روشن شد 3 شکر خدا دیدار رویت قسمت من شد ویرانه روشن شد 3 کِی جای سلطانی شده در کنج ویرانه؟ ای جان و جانانه 3 کاشانهی بی بام و در، وادی اَیمن شد ویرانه روشن شد 2 از چه علیّ اصغر خود را نیاورده پنهان کجا کرده 3 شاید که او هم کشته از بیداد دشمن شد ویرانه روشن شد 3 خواهم بگویم با پدر عمه فداکارست از بس وفادارست 2 با چلچراغ اشک او خانه مُزّیَن شد ویرانه روشن شد 2 تا بوده گل در اختیار باغبان بوده با او گل آسوده 3 من آن گلم که باغبانم زیبِ دامن شد ویرانه روشن شد 3 ********
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد