
عمّه خیلی زحمتت دادم ببخش مادری کردی برام تو این سه سال همه جا برای من سپر شدی جایِ من تو رو زدن تو هر مجال برا دفنِ من تو قبرستونِ شهر نکنه به شمر کنی تو التماس وقتی بابامو گذاشتن تو حصیر کفن منم میشه همین لباس کاش عمو بیاد برای کفن و دفن دستشو به زیر تابوت بگیره کار غسل تن من با خودته کسی زیر بار غسلم نمیره میبینی همه تنم کبود شده میبینی رو سینه چندتا لکّه خون زحمته ولی یه خواهشی دارم نماز مِیّتمم خودت بخون من یه دخترم باید به جای سنگ سرمو رو پای بابام بذارم بَسّمه فشار مشت و لگدا طاقت فشار قبرو ندارم من برم دیگه بابام منتظره خستهم از مصیبت و درد و بلا قول بده که از منم یادی کنی وقتی اربعین رسیدی کربلا