نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب ویرونه که با گریه چراغونی میشه من که هق هق میکنم خرابه بارونی میشه هِی میخوام نشون بدم بابا که هیچیم نشده ولی سرفهام میگیره کُنج لبم خونی میشه بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی می می میشه که نفس مو موقع صحبت نگیره سر سرو پایین یتیمی از خجالت نگیره ب ب بچهها بهم بهم می می میخندیدن الهی د دختر یتیمی لکنت نگیره من که درگیر توام غیر تو گیری ندارم اگه تو پیشم باشی درد اسیری ندارم من دیگه بزرگ شدم نشون به این نشونی که... بعد تو چند روزه که دندون شیری ندارم وضع ما رو میبینه هرکی از اینجا رد بشه نمیخوام گریه کنم برای عمه بد بشه شنیدم زجر اومده حرفمو آروم میزنم نکنه نشونی خرابه رو بلد بشه نمیشه که پا بشم تا به سر و روم برسم عمه نشنوه باید به زخم بازوم برسم نمیتونم که نفس پیش تو راحت بکشم نمیدونم چطوری به داد پهلوم برسم مشکل از چشام که نیست نمیبینه ، نیمه شبه من میخوام ببوسمت مشکل ما زخم لبه معلومه کارِ فقط یکی نبوده بابا جون چقده رگای حنجره تو نامرتبه میشه که بگی دیگه موهامو شونه نزنن میشه که دعام کنی با هر بهونه نزنن بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد