نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا عباس رباب توی خیمه میخونه لالایی هنوز داره امید که با آب بیایی دو تا دستات اینجاست خودت پس کجایی یا عباس هنوز باورم نیست کنارت رسیدم از اون قامتت پهلوون رشیدم روی خاکا چیز زیادی ندیدم کنار تو آخر قدم خم شد عباس چجوری زدن که تنت کم شد عباس میدونی که راهی به جز این ندارم سرت رو نگهدار تیر و در بیارم ابالفضل ابالفضل ... یا عباس پاشو تا ببینن هنوز لشگری هست پاشو تا توی خیمهها دختری هست پاشو تا که روی سرا معجری هست یا عباس پاشو تا رقیه نرفته خرابه از الان رو بازوی زینب طنابه ته این اسارت به بزم شرابه پاشو تا نبینی رو نیزه سرم رو زیر سم اسبا تن دخترم رو پاشو تا کسی چشم به خیمه ندوزه پاشو تا تو آتیش رقیه نسوزه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد