نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گرفته خون چشمِ، برادر حسین بال و پر حسین، دلاور حسین غریبی حسین و امشب ببین اَمون میدن به شیر ام البنین دلش گرفته که، بهش امون میدن فرشته ها دارن، تو خیمه جون میدن میگن دیگه نباش کنار حسین بری کنار تمومه کار حسین میگن تو اونطرف، همیشه سر به زیر تو این همه سپاه، بیا بشو امیر تو خیمه شما که قحطِ آب ولی ماها اسبامون هم سیرابه غضب تو چشمای، برادر حسین میگه که زندگیم، فدا سرِ حسین من اومدم براش بمیرم فردا دامن زهرا رو بگیرم فردا قیامتی شده، کنار علقمه فاطمه اومده، برید کنار همه الهی عباست بمیره مادر نیزه به پهلوهات نگیره مادر شرمنده مو از شرم، خونی شده اشکم مادر حلالم کن، که پاره شد مشکم کشته منو خجالت از شیرخواره فکر طناب و خواهر آواره حالا که اومدی، مادر قد کمون حسین داره میاد، یکم دیگه بمون باید ببینه من سرم رو پاته بازم یکی از پسرات همراته یه جمله روضه شد، روضه مو به مو دست رو شونهام بذار، یه یا علی بگو رو گونه جای دست اون بیدین بود بشکنه دستش چقدر سنگین بود ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد