نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من و یاد رویت، طاق محراب ابرویت بوی سیب گیسویت، ای یار زیبا می بارد از چشمت، رحمتی به دلها ای حیات امروز و، ای امید فردا ای ساقی تشنه لب یارا دریاب امشب ناله ی مارا مجنون تو هستم و تو لیلا من ز تو مستم ابوفاضل عبد تو هستم ابوفاضل لبانم نمناک و، دست و بیرق بر خاک و ساقی تو صد چاک و، شد اربا اربا شرمنده ام دیگر، از تو ای برادر وای از تمام طفلان و، از رباب و اصغر دیگر شکسته سبوی من مانند بغض گلوی من پاره شده تا به ابروی من چشم و سویم رفت برادر جان آبرویم رفت برادر جان تو در خون ای جانا، دست و پا می زنی اما خیمه ها شده غوغا، آه و واویلا دیدم کنارت ای، ابرو شکسته وای مادرم نشسته وای، پهلو شکسته بعد از تو رفت از کفم چاره دیگر زینب گردد آواره گوش رقیه با سیلی پاره تشنه سردارم ابوفاضل ای علمدارم ابوفاضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد