نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو میری و دیگه می پاشه لشکرم ... پای حرومیا وا میشه تو حرم ... دست تو از علم اگه جدا بشه ... آتیش تو خیمه ها زبونه می کشه ... تو میری و به دورم این گرگای درندن ... ببین تمام لشکر دارن به من می خندن ... عباس اون نیزه دارایی که از علی کینه دارن ... سر تو رو به پهلو رو نیزه ها می ذارن ... برادرم ابالفضل ... پاشو بریم حرم ساقی لشکرم ... چشم انتظارته تو خیمه دخترم ... بدون تو میشم بدون تکیه گاه ... دلواپس توئه زینب بی پناه ... پاشو ببین که زهرا کنار تو نشسته ... داغت برادر من پشت منو شکسته ... نه مشک آبی مونده ، نه بارونی می گیره ... بگو چی کار کنم من یا قمر العشیره ... برادرم ابالفضل ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد