
(یادمه هنوز اون آشوب سینهای رو که شد پاکوب پیرِمرداشون هم با چوب، تو رو میزدنت) ۲ جمع شدی توی زیرانداز کُشتنت با هزار سرباز کُشته بودنت امّا باز، تو رو میزدنت دلخوشیم جز یه بابا نیست وقت بوسه که فردا نیست عمر من که به دنیا نیست، شب آخرمه (سهسالهم نشده پیرم اینجوری بوده تقدیرم فردا زیر لحد میرم، خرابه حرمه) ۲ افتادم یه شب از روی ناقه، گریههامو ندید نازمو نکشیدی تو اونقدر، زجر موهامو کشید عمو عبّاسم از سرِ نیزه نالههامو میدید بگم از غم و از آزار مشتری داره بازار توی مجلس مِیخوارا، غصّههامو نگم خیزرون به لبات کوبید لب تو توی تشت لرزید چشم دختر تو ترسید، تو که ریختی بههم یه چیزی بگم این دَمِ آخر، بِینمون بمونه دندونای تو تقصیره چوبه، یکی درمیونه اَشهدم رو با بوسه میخونم، رُو لبات شبونه ***** (میخواستی عروس شوم پیرزن شدم....)