تصویر امین قدیم - از روی این بدن بلند شو

از روی این بدن بلند شو

[ امین قدیم ]
از روی این بدن بلند شو ...
هی تو سرت نزن بلند شو ...
بدم میاد بهت می خندن ...
رومو زمین نزن ، بلند شو ...
گریه نکن با اشکات مگه زنده میشه ...
دست بهش نزن بیشتر پراکنده میشه ...
خس خس سینه ات انداخت ز پا بابا را ...
به زمین هی نکش انقدر عزیزم پاها را ...
دشت پر گشته ز تو یا تو پر از دشت شده ای
پیرمردم ، همه ی دل خوشی من برخیز ...
برنمی خیزی اگر باز کن این لب ها را ...
ریز ریزی ولی عزیزی تو ...
چه کنم از عبا زمین نریزی ...
با غم تو خون از جگر میره علی ...
اگه زینبو نامحرم ببینه زحمت بابام هدر میره علی ...
منی که سایه ام را مردم کوچه نمی دیدند ...
با تو بودن روالمان بادا ...
از تو گفتن کمالمان بادا ...
همه آواره ی توییم ...
شیر مادر حلالمان بادا ...
با بود و نبود گریه ام می گیرد ...
با آتش و دود گریه ام می گیرد ...
تو دیر به دیر پیش من بیایی ...
من زود به زود گریه ام می گیرد ...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های امین قدیم

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد