نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کی باورش میشه روی حریم یاس روی حریر ماه، با تازیونهها نشون بذارن کی باورش میشه سه سالهی یتیم بگه بابام کجاست، سرِ بریدهشو براش بیارن رسم یتیمنوازی این نبود صورت دختری شده کبود دلش میخواد بمیره زودِ زود رسم یتیمنوازی این نبود سر بابا رو قنوت میگیره پیش باباییش داره میمیره آخه مگه میشه، قطع نشه گریههاش کمسو بشه نگاش، باور کنید اینا همه سؤاله آخه مگه میشه، موهاش سفید بشه بخواد شهید بشه، دُرست نبینه دختر سه ساله دق دادنش هزار مرتبه تا اینجاشم مدیونِ زینبه شب وصالش همین امشبه تا اینجاشم مدیونِ زینبه دلش طوفانه ولی آرومه شبیه زهرا چقدر خانومه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد