نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای باوفا بسه این جدایی ای باوفا مُردم، پس کجایی بدون من، رفتی سفر، قرار ما که این نبود رفتی دیگه، نیومدی، رسمِ وفا که این نبود بابا، دیگه به موندنم امید ندارم بابا، دیگه باید بیای سرِ مزارم (چشمای خستم، خیره به در شد عمرِ سه ساله تو غصه سر شد)3 *** از من نپرس، کو چادر نمازم تا کی باید، با زخمام بسازم کجا برم، فرار کنم، از این چشای بیحیا جات خالی بود، بردنمون، محلۀ یهودیا بابا، امون ازین لباس و گوش پاره بابا، بگو مگه یتیمی خنده داره مرهمِ دردم، خون جگر شد عمرِ سه ساله، تو غصه سر شد (چشمای خستم، خیره به در شد عمرِ سه ساله تو غصه سر شد)3 *** کی فکر میکرد من زنده بمونم شرمنده از لطفِ عمه جونم هر دفعه که، میزدنم، عمه به داد من رسید تو شعلهها، تو دست و پا، اومد منو بیرون کشید بابا، غمای تو دلم یکی دوتا نیست بابا، چرا کسی به فکرِ حال ما نیست بعد تو عمه، برام سپر شد عمرِ سه ساله تو غصه سر شد *** (چشمای خستم، خیره به در شد عمرِ سه ساله تو غصه سر شد)3 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد