
گرد و غبار مدینه، شده با اشکت عجین حرمت موی سفیده، که میکشن رو زمین چقد غریبی، تو این مدینه غربت تو خاکه، این سرزمینه تو میزنی نفس نفس، به روی خاک کوچهها شبیه مادرت شدی، فدای غربتت آقا... خونهی شیخ الائمه، میون آتیش و دود دوباره مشعل و کوچه، دوباره روی کبود پای برهنه، دستای بسته دنبال مرکب با پای خسته جای پاهات قدم قدم، کنار رد خونته اثر تازیونهها، رو تن نیمه جونته... (من بمیرم که نداری، حرم و صحن و سرا دلمو روضههات امشب، میبره کرببلا)۲ (اسمت به دردام، چه مرحمی شد دلم از امشب، محرمی شد)۲ توی چشام یه کربلا، روی لبم شهادته... تپش قلب عاشقم، شده دم حسین حسین...