
من جان طاها و علیام من صادق آل خدایم من زادهی زهرای اطهر من کشته زهر جفایم وای پیمونهی دل من سر اومد وای پارههای دلم از تو چشمام در اومد وای برای بردن من خوده مادر اومد دور و برم از گریهها قیامته روی لبام سفارش ولایته کاهل نماز بیبهره از شفاعته این چندمین باره مدینه سیلی به روی اصل دین خورد بر روی خاک کوچههایت قبل از همه مادر زمین خورد وای پیمونهی دل من سر اومد وای پارههای دلم از تو چشمام در اومد وای برای بردن من خوده مادر اومد وای از آتیشه دل من همه بیخبرن وای مثل علی من رو تو کوچهها میبرن وای همه آل علی وارث مادرن میسوزه دل میون این آتیش و دود راهی شدم با صورت سرخ و کبود همراه من کسی به جز مادر نبود وای پیمونهی دل من سر اومد وای پارههای دلم از تو چشمام در اومد وای برای بردن من خوده مادر اومد پر گریهتر شد روضهی من با روضههای عمّه زینب شیخ الائمه دست بسته پای برهنه پشت مرکب وای خون دلم عاقبت شد عجین با حسین وای زمزمه لب من یا حسین یا حسین وای ای فدای غم تو همه دنیا حسین این گریهها این نالهها برا حسین عالم بشه برای تو فدا حسین ای کشته تشنه لب خدا حسین