
امام آسمونا روی زمینه نفسهاش شماره افتاده تو سینه چراغِ آخری شهر مدینه آی مدینه امام حکمت عِلم تمامه رافت و حِلم علومِ حق با روضهاش عجینه کلام آخرش نماز، تقوا، حسین سلام آخرش سلام و یا حسین سلام و یا حسین.... دوباره هیزم و آتیش توی خونه درِ سوخته و هجوم بیبهونه بازم قصهی طناب و تازیونه، تازیونه ستاره شعلهوره به یاد میخ دره داره روضه برای مادر میخونه گرفته ارثیه از اون در و دیوار میخونه مرثیه غلاف، سیلی، مسمار کلام آخرش نماز، تقوا، حسین سلام آخرش سلام و یا حسین سلام و یا حسین.... بمیرم عطش لبهاش تشنه مونده چه اشکی میریزه دلها رو سوزونده گمونم که دَم آخر نوحه خونده، روضه خونده غروب سرخ مقتل نبود سنگی معطل رمق توی جسمش نمونده درست دَم غروب، شمر، خولی، سنان گل بنفشه کو، عصا، نیزه، کمان