نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اشک میریزم لحظههای آخرم زهر آتیش زد به تمومه پیکرم میسوزم از تشنگی، وای مادرم وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم همه صدام روضه است دوا برام روضه است زندگی و خاطرههام روضه است (یه لحظه تو کوچههام یه لحظه تو شهرِ شام یه لحظه تو کربلام، تو قتلگام)۲ اون شب تو کوچه این محاسن شد سپید وقتی منو دشمن پیِ مرکب کشید با یادِ عمه زینبم قدَّم خمید وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم تب و تاب و تبم روضه است روی لبم روضه است مونسِ هر روز و شبم روضه است لباسِ بیت الحرام، سیاهِ با روضههام میباره اشکهام برای عمههام (یه لحظه تو کوچههام یه لحظه تو شهرِ شام یه لحظه تو کربلام، تو قتلگاه)۲ یا اَولیایی اَلبَلاءُ لِلوِلا یا مَعشَرَ الاِنسِ و الجِنِ نوحوا عَلی نوحوا عَلی جَدی شهیدِ کَربلا کربلا یا کربلا، کربلا یا کربلا نوحوا علی المظلوم نوحوا علی العطشان اون بدنِ بی کفنِ عریان نوحوا علی الاطفال یه لحظهی گودال اون لحظه که فاطمه رفت از حال دَمی که کشتی شکست دمی که قاتل نشست با خنجر حبل المتین از هم گسست ای وای حسین ای وای، ای وای حسین ای وای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد