نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چجوری آروم باشم افتاده رو زمینه چجوری آروم باشم میزننش با کینه چجوری آروم باشم عمه بذار برم که زنده نشه دوباره خاطرهی مدینه عمه مثل مدینه بیهوا عَمومو میزنن با تیر و سنگ و نیزهها عَمومو میزنن نگاه بکن یه عده بیحیا عَمومو میزنن کار ناتموم کوچه رو یک تنه باید تموم کنم میخوام جون ناقابلمو فدای سر عَموم کنم (والله لا اُفارِقُ عَمی)... عمو جون واسه چی از دور و برت نمیرن با بغض حیدر میخوان انتقام ازت بگیرن قسم میخورم که هر طور میشه نذارم اینها اینطور غریب و تنها از من تو رو نگیرن حالا که نیست علیِ اکبرت برات پسر میشم جای اباالفضل توی لشکرت برات قمر میشم تو قتلگاه با دست کوچیکم برات سپر میشم من که از خدامه که بشه دست من فدا سرت عمو شبیه قاسم برا منم شهادت شده یه آرزو (والله لا اُفارِقُ عَمی)... میسوزم روی سینت با هُرم آهِ داغت میسوزم واسه اینکه شد لحظهی فراقِت میسوزم چون میبینم یک عده بی سر و پا با حرص و بغض و کینه دارن میان سراغت عمه از هرچی که میترسیدش داره سرش میاد تنهاییم اما قاتلت داره با لشکرش میاد شمرو میبینم داره سمت ما با خنجرش میاد کاشکی حرمله سر منو مثل اصغرت جدا کنه کاشکی ذبحتو نبینم و قبل تو برم خدا کنه (والله لا اُفارِقُ عَمی)...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد