کاشکی کاری ازدستم برمیومد
حاج محمدرضا بذریپسندیدن9
بازدید1.4K
کاشکی کاری از دستم، برمیومد یا تو کوچهها عُمرَم، سر میومد قد کشیدم اما باز، دستش از سَرَم رَد شد مادرم زمین خورد و، خیلی واسه من بَد شد عمداً جلو چشمای من، ناموسِ علی رو زَدَن ای وای مادرم، مادرم... بعدِ کوچه از بابام، رو گرفت و با کبودیِ چشماش، خو گرفت و اِلٰهی بمیرم من، واسه صورتِ زردش مادرم رو کُشت بعدِ، سیلی دَردِ سَر دردش شد قاتلِ جونِ حسن، ناموس علی رو زَدَن ای وای مادرم، مادرم کوچه اولِ راهِ، اشک و آهه کوچه امتدادِش تا، قتلگاهه از تو کوچهها بود که، روی دُشمَنا وا شد کربلا یه جسمی از، زیرِ تیرا پیدا شد پیشِ تنِ پاره بَدَن، ناموسِ علی رو زَدَن ای وای مادرم، مادرم