
پاشو علی اکبرم قلب من آروم بگیره بابای پیرت پسرم اگه نباشی میمیره راستی موذن حرم صداتو یادم نمیره قربون تحریر صدات پاشو بازم اذان بگو بازم یه بابا به منه خستهی نیمه جون بگو بدون من کجا میری کجای آسمون بگو فکر نمیکردم اینجوری بی بال و پر شی باید میموندی عصای دست پدر شی میخوام بغل بگیرمت، ولی میترسم تو رو بغل کنم توهم پاشی بترسی علی اکبرم نرو نمیشه باورم نرو گریههای رقیه رو میشه فراموش نکنی با رفتنت چراغ این حرمو خاموش نکنی دق میکنم اگه به این سوز دلم گوش نکنی پاشو بیا و غربت خیمهی زنها رو ببین اشکای روی صورت این مرد تنها رو ببین دور و برم کف میزنن صدای دستا رو ببین فکر نمیکردم من بیام نتونی پاشی تو اربا اربا بشی و ازم جداشی فکر نمیکردم صورتت بهم بریزه دیدم و گفتم که شاید خودت نباشی، نشناختمت گل پسرم علی اکبرم نرو نمیشه باورم نرو