نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وَه که امشب دامن جانان به دست آوردهام دامنش را در شبِ هجران به دست آوردهام آنچه میجستم به دشت و کوه و صحرا، روزها نیمهشب در گوشۀ ویران به دست آوردهام گرچه طفلم، دل زدم مردانه بر دریای غم عاقبت این گوهرِ تابان به دست آوردهام کلبۀ ویران کجا و موکبِ بابم حسین دولت وصلش عجب آسان به دست آوردهام دست از جان شستهام با دیدن روی پدر جان چه باشد، زِآنکه به از جان به دست آوردهام آنچه را دیگر نمیگشتی میّسر بهر ما من به سوز سینه نالان به دست آوردهام ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد