نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خیمه ها سوخت دویدیم و حرم سوخت، عمو معجرم سوخت همه دور و برم سوخت، عمو روی این خار بیابان نفسم بند آمد ناگهان سیلی و چشمانِ ترم سوخت، عمو بعد تو دست یتیمانِ حرم را بستند لابه لای غل و زنجیر پرم سوخت، عمو تا که بر نیزه سر قافله سالار گذشت عمه با خاطره های پدرم سوخت، عمو آه از کوفه و آن هلهله و بزم یزید از غم غربتِ عمه جگرم سوخت، عمو وقتی آمد سر بابای غریبم، دیدم آسمان تیره شد و در نظرم سوخت، عمو ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد