نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به تو نگم، به کی بگم کبود شدم شکستم به تو نگم، به کی بگم چقدر رو خاک نشستم به تو نگم، به کی بگم زخمیه هر دو دستم دختراتو، دستهگلهاتو سپردی دست کی کودکیم سخت میگذره، بابا اَمون از کودکی خب بمون تا که بگم از، قصّههام یکییکی بابایی، سخت گذشت، تا دیدم، بین تشت لبت رو، غرق خون، باباجون بابایی، از عمو، برای، من بگو عمو بود، مهربون، باباجون از عمو میگم که خیلی واسهی من گریه کرد ناسزا وقتی به بابای تو گفتن، گریه کرد هر کجا خیره به ما شد چشم دشمن، گریه کرد حواسش، بود به ما، اَمون از، اون نگاه لبش بود، غرق آه، آه از شام بمیرم، واسه اون، سکوت و، غربتش برای، غیرتش، آه از شام به تو نگم، به کی بگم عمّه چقد کتک خورد به تو نگم، به کی بگم سکینه صد دفعه مُرد به کی بگم، عمّه یه جاهایی دیگه کم آوُرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد