نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هوای باده دارم شیشهات کو؟ هوای نعره دارم بیشهات کو؟ حرم را سنگفرشی احتیاج است دل من سنگ شد پس تیشهات کو؟ حصیری پهن کن پخش رطب کن دو دستان مُجهّز پیشهات کو؟ قد طوبای تو در خاطر آید اگر از من بپرسی ریشهات کو؟ تو فکر حجّ ما بودی نه کعبه فقیران را رضا اندیشهات کو؟ تو با ما هستی و قَیّومِ مایی کفیل روزیِ هر بینوایی **** به محمل تا نشستی لیلیِ من چه بازاری شکستی لیلیِ من چو پرده از رخ ماهت گرفتی گریبانها گسستی لیلیِ من چه بادامی به زیر تیغ داری عجب چشمان مستی لیلیِ من! (قرنها بگذشته از خلافتها خلافی ماند و خُلف وعدهای کو معاویه؟ کجا رفتند مأمون و هشام؟ کس نمیپرسد که بغدادا کجا شد معتضد کس نمیگوید هُشامی داشتی ای شهر شام قرنها بگذشته و جمعِ عاشقان اینجاست جمع روز و شب برپاست اینجا بزم خاص و بزم عام ماه و خورشیدند دربانان کویت روز و شب باد و باراناند فرّاشان صحنت صبح و شام در خراسان خور اگر آسان برآید کار توست ماه با شوق تماشای تو میآید به بام) نمیافتد زِ بازارِ تو رونق همیشه روی دستی لیلیِ من تو طعنه میزنی قالوا بلی را که خود جام الستی لیلیِ من **** پناهم دِه به هر شرطی که خواهی که ننویسند بر مفلس گناهی اگر لب واکنی شکّر بباری چه سازم خسرو شیرینتباری وگر بندی عزیزم لب زِ گفتار عسل را روی خرما میگذاری چو از شیراز سلمان رفت یثرب تو در پاسخ به ایران پا گذاری به این تکمیل کن اسبابِ عِیشت تفرّجگاهی و آهو شکاری **** (نباشد ناز شیرین بیخریدار اگر خسرو نباشد کوهکَن هست) **** (محبوبِ رضاست هر که دل ريشتر است از کعبه صفای اين حرم بيشتر است اينجاست طبيبی که ندارد نوبت هر دل که شکستهتر بُود پيشتر است)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد