
ای مکّهی شروع مسلمانی شهر نبّی، مدینهی ایمانی ای راز و رمز دعوت پنهانی چشم انتظار وصل تو ایران است تنها نه اینکه ضامن آهویی شرط ورود در حرم اویی تا قم به عشقت آمده بانویی کو خدمتش تفاخر مردان است توحید شاه میوهی باغ تو سرو بلند مرتع و راق تو از چلچراغ شاهچراغ تو شیراز شمع روشن عرفان است ای مسجد الحرام معمایی، ای روح خانه کعبهی تنهایی خشتی از آن شکوه تماشایی عبدالعظیم قبلهی تهران است مؤمن سری رسانده به درگاهت عاشق لبی به خاک سر راهت از بوسه بر قدوم قدمگاهت همواره یزد شهره به ایمان است هم سنگ زیر پای تو مسجد شد هم سایهی عبای تو مسجد شد بتخانه از دعای تو مسجد شد آتشکده هنوز مسلمان است اینجا تو را کز همه پرسیدم جز مدح و ذکر خیر تو نشنیدم هر روز با دوچشم خودم دیدم خورشید هم مقیم خراسان است **** قدسیان روبند خاک هر ره اینجا زائر است عرشیان گویند آمین هر که را اینجا دعاست تو ز قبرش کن که در محشر مقام زائرش فوق زوّار حسین بن علی در کربلاست سر به خاکش نه که در میزان و در حشر و صراط زائر خود را رهایی بخش از خوف و جزاست بشنو از موسی کاظم این روایت را که گفت: زائر قبر رضا در عرش زوّار خداست ناز تا صبح جزا بر سفرهی مریم کند هر که را در کاسه از مهمانسرای او غذاست بر فراز قبّهاش دارد لوایی سبز رنگ شیعه تا صبح قیامت زنده زیر این لواست گر به دقّت بنگری هر کشوری را مرکزیست مرکز ایران اسلامی خراسان رضاست ای که موسییت فراخوان گشته در مصر وجود ای که عیسییت به چرخ چهارمین مدحت سراست ای که ذکر آشنایت ناامیدان را امید ای که نام دلربایت بینوایان را نواست کیستم من تا که در کوی تو گردم ملتجی؟ اولیاء الله را سوی تو روی التجاست من نمیگویم خدایی لیک گویم چون خدا نعمتت بی ابتدا و رحمتت بی انتهاست بر فقیر اعطا نمودی بیشتر از آنچه گفت بر گدا انفاق کردی بیشتر از آنچه خواست من نه مدحت را از آن گفتم که دانستم کهای بل از آن گفتم که جز مدح تو را گفتن خطاست