نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همه ی نیروی من، چرا از پا افتادی با لب تشنه اینجا، لب دریا افتادی صداتو شنیدم كنارت رسیدم دیدم دستای برید تو بریدم تو رو رو خاكا دیدم یه مشك پاره پاره چرا نقش زمینی پاشو وایسا دوباره علمتو بردار از رو خاك، علمدار، علمدار بگو یا اخا ادرك اخاك، علمدار، علمدار چشاتو واكن بازم ببینم یاور دارم با نگات جون می گیرم با تو یك لشگر دارم دلاور ابالفضل برادر ابالفضل حالا زوده برای سفر ابالفضل گل ام البنینی ولی رنگت پریده كنار پیكر تو منم قدم خمیده آخه چی شده تو این علقمه برادر برادر اومده مادر ما فاطمه برادر برادر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد