
هر دو عالم قطره و دریا حسین هر دو دنیا صورت و معنا حسین آبرو دار است بین ما حسین شهر ما شهر خدا شد با حسین از همه دل میکنیم إلا حسین صبح محشر روزگار فاطمه است سینه زن جایش کنار فاطمه است گریه هر کس کرده یار فاطمه است این محرم ها بهار فاطمه است پس بخوان با نوحهی زهرا حسین من خدا را در جهان دارم فقط مصطفی را در جهان دارم فقط مرتضی را در جهان دارم فقط مجتبی را در جهان دارم فقط میشود اینها همه یک جا حسین چشم آب از نهر کوثر میکشد باده از دست علی سر میکشد میل ما دائم به قنبر میکشد هر که سر بر پای حیدر میکشد میشود یک عبد سر تا پا حسین جبههی فرهنگ جنگ خیبر است پیر ما فرمود مسجد سنگر است نسل زهرا ذوالفقار حیدر است دشمن زهرا یقیناً ابتر است لشکری دارد تک و تنها حسین کنده اسرائیل یک چال سقوط شد یمن تاراج عمّال سقوط سال بعدی میشود سال سقوط میشوند آل سعود آل سقوط میکند محشر به پا فردا حسین ابرهه از قبل با ما آشناست جان داعش دست کودکهای ماست اربعین گردان بچه شیعههاست سفرهی زهرا نجف تا کربلاست مینشیند پیش ما آنجا حسین ما نمیخواهیم این دینار را مرحبا این امّت بیدار را رهبر ما داده این هشدار را بیعت ایران و استکبار را هرکسی مرد است گوید یا حسین وای از اسلام اشرافی گری مرگ بر احکام اشرافی گری کوفه هم شد خام اشرافی گری این هم از فرجام اشرافی گری سر در آورد از نوک نیها حسین نوحههای مادری بی تاب و آب کاش میدید اصغرش در خواب آب مشک را شرمنده کرده آب آب حال میخواهد چه در سردآب، آب نا امید از خیمهی سقا حسین حسین جان... *** مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو آب میدم مثلا تو صدام کردی من با خنده جواب میدم مثلا عمو برگشته شدم آره خیالاتی *** لالا لالا لالایی گندم خوشه تجا چشه بالا مه دل کوشه قشنگ کوتر تمار بمیرم شش ماهه پسر تمار بمیرم گَر ردمِ تو تمار بمیرم مِ خیمهی سو تِمار بمیرم الهی دَعی بو تمار بمیرم عطّا ضل او تمار بمیرم مار بمیره، مار بمیره طلب خشکیسه مار بمیره مار بمیره، مار بمیره تِ پاره گلیسه مار بمیره حرمله خبیثه مار بمیره شِ جان علیسِ مار بمیره تگر خالی بَ .... تِ جای نیزه که نه .... ......جان خاخر همش گنِ رقیه کِجه بودی بچه .... ..... عمِ سقا کو... .... پسر می چلچرا تو کجه بوردی تو سر نیزه بالا تو کجه بوردی .... مار بمیره، مار بمیره مار بمیره تِرِ او نداره مار بمیره، مار بمیره مِ گَرِ... *** ببین به این به آن رو زدم نشدم بابا که بر زمین و زمان رو زدم نشد بابا به خاطر تو به ناکس به خاطر تو نامرد به شمر تا به سنان رو زدم نشد بابا چیکار کردی ای حرمله هنوز داشت نفس میکشید چجوری گلو رو زدی سه شعبه به بازوم رسید دلت خنک شد آخرش چیزی نمونده از سرش خدا ازت نمیگذره بترس از آه مادرش خدایا میبینی، تنش غرق خونِ سرش روی دستم به پوست آویزونِ به حکم ادب روی نی داری پشت سقا میری عزیزم جلو چشم من رو پای خودت راه میری ببین رباب از این پایین به تو اشاره میکنه تکون نخور که نیزه باز گلوت و پاره میکنه بخواب که صبرم رو سر آوردی بابا الآن دیدم دندون در آوردی بابا پدر در پشت خیمه دم گرفته سرت را با تنت با هم گرفته علی عادت به انگشت عمو داشت بجایش تیر را محکم گرفته *** یک طرف خندهی لشکر، طرفی اشک رباب ماندهام من بروم یا نروم، من چه کنم؟ تیر را گر بکشم رأس ز هم میپاشد خار را از جگر گر نکشانم چه کنم ترس دارم که بیفتد سر تو از بغلم روی دوشم شدهای بار گرانم چه کنم چشم تو باز و چه سان خاک بریزم رویت تا که مادر نرسیده نگرانم چه کنم