نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نیزه را سرور من بستر راهت کردی شام را غلغلهی صبح قیامت کردی بر لب تشنهات آن روز حکایت میکرد خاتمی را که در انگشت شهادت کردی حسین وای ***** عقل میخواست بمانی به حرم اما عشق گفت بر نیزه بزن بوسه اجابت کردی بانگ لبیک که حجاج به لب میآرند آیههایی است که بر نیزه تلاوت کردی اکبر و قاسم و عباس کجایند کجا؟ عشق چون این همه را بردی و غارت کردی حسین وای ***** چیست در تو؟ همه امروز تو را می بینند ای تن، بی سرِ سرور، چه قیامت کردی باز من ماندم و صد کوفه غریبی هیهات گر چه آزاد مرا تو ز اسارت کردی اکبر و قاسم و عباس کجایند کجا؟ عشق چون این همه را بردی و غارت کردی حسین وای ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد