
روی سینت که میشینه، سرت رو میبُره از کینه توی گودال نمیبینه، که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال، صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش، نالهی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کآنجا سرها بریده بینی، بی جرم و بی جنایت... ای دل نگفتمت، نرو از راه عاشقی... رفتی بسوز کین، همه آتش سزای توست سلسلهی عشق را، سلسله جنبان خداست سلسلهی عشق چیست، موی حسین است و بس دیدن وجه خدا، هست مرا آرزو وجه خدا ای عزیز، روی حسین است و بس