
مگه دشمن چی میخواد هیزم انقدر آورده که میشه شهرو آتیش داد چادر مادرم سوخت صورتش گُر گرفت وقتی تو آتیشا گیر افتاد نزنید بی گناهه این درو هُل ندید انقدر مادرم پابه ماهه طوری سیلی زدین که (شبیه چادرش انگار زیر چشماش سیاهه) ۲ شما چه دینی دارید مگه مسلمون نیستید دختر پیغمبرو کشتید بسه نگاه کنید زینب رو میگه با ترس و گریه (برید کنار مادرو کشتید بسه) ۳ الهی بشکنه اون پایی که زد درو شکست یا اونکه با لگد زد پهلوی مادرو شکست خونابه میچکید از زخم عمیق روی در نمیره یادم اون وقتی که یکی شد حملهور مادر شد تو کوچه بی پسر پیش چشمای حسن زمین افتاد مادر سادات به پشت در جون داد دستای مولا رو عدهای بستند آه و واویلا از اینهمه بیداد واماه.....