نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا حالا شده زمین گیر بشی بمونی میون بستر زیاد تا حالا شده بخوای راه بری نفست بگیره بالا نیاد تازه فک کن تو نفس فاصله باشه نفس یه خانم حامله باشه خانمی که توی قلبش گله باشه دنیا شده تیره زهرا از مردم مدینه دلگیره جوابش کردن و گفتن زود میمیره فاطمه افتاده تو خونه وای وای وای (دل مرتضی علی خونه وای وای وای) ۲ تا حالا دیدی توی کوچهها آسمون تیره بشه تار بشه یه جوری زن جوونو بزنن هی بیوفته دست به دیوار بشه تازه فکر کن یه پسربچه باهاشه که باید تو کوچه هی بشینه پا شه هر چی که بگرده گوشواره نباشه حسن آب هی بپاشه رو صورت مادر سیلی جاش بدجوری میمونه وای دل مرتضی علی خونه وای ای روزگار زود باش بگو کی ام نامرد چشاتو خوب وا کن من علی ام نامرد یه کاری کن داری میبینی منم (آخ نفسم آخ بچم زنم) ۲ کاشکی یکی پاشه و بگه به جای من چند نفری مرد و نمیزنن چه برسه زن حالا داره تو شام میگه رباب نامرد بزار زمین چوب و نریز شراب نامرد چوب و زدن پیش چش زینبش آخ ندونست آخ زینبش سر رباب ریختن و زنا همه میگن چند نفری مرد و نمیزنن چه برسه زن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد