نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کیم که با تو کنم گفتگو عزیز دلم عنایت تو به من داده رو عزیز دلم یابنَالحَسن... سیاهرو تر و بیآبرو تر، از من نیست مگر دهی تو به من آبرو عزیز دلم یابنَالحَسن... بسوز و آب کن و آتشم بزن که کنم چو شمع گریهی بیهایوهو عزیز دلم اگر عزیز دل خود تورا صدا نزنم چه خوانمت چه بگویم بگو عزیز دلم یابنَالحَسن... توان گفتن یابنَالحَسن نمانده دگر که گریه عقده شده در گلو عزیز دلم یابنَالحَسن... کنار قبر علی یا کنار قبر حسین بگو کجات کنم جستجو عزیز دلم گرفتم آنکه بیایی بدین سیهرویی چگونه با تو شوم روبهرو عزیز دلم بیاکه فاطمه بعداز هزار سال هنوز کند ظهور تو را آرزو عزیز دلم هنوز یاد لب تشنگان کربوبلام نگاه توست به دست عمو عزیز دلم به یاد حنجر خشکی که نهر خون گردید رود ز دیده سرشکم چو جو عزیز دلم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد