
رسید مژده که سر زد هلال ماه صیام مه دعا و نیایش، مه درود و سلام دهید مژده تمام گناهکاران را که حکم عفو شده از سوی خدا اعلام مه نماز و مه روزه، ماه اسغفار مَهی که پر بود از لطف خاص و رحمت عام مباد ماه خدا بر تو بگذرد ای دوست که بهر خود ندهی کار مثبتی انجام (شقیست آنکه خداوندگار حی غفور ورا نبخشد و گردد مه صیام، تمام)2 چه صبحها که نفسها در آن بود تسبیح چه لحظهها که بود خواب آن رکوع و قیام به هوش باش که تقوا نکوترین عملست کلام ختم رسل باشد این خجسته پیام خوشا کسی که ز افتادگان بگیرد دست خوشا کسی که به کار خدا کند اقدام حلال باد وصال خدا بر آن بنده که بگذرد ز خطا و حذر کند ز حرام بکوش بهر نماز و دعا چه روز و چه شب بخوان کتاب خداوند را چه صبح و چه شام از آن شراب که ساقیِ آن خداوندست بگیر در عطش روزه و بریز به کام (به یاد تشنگی روز حشر، اشک بریز)3 به یاد حنجر خشکیده، ناله کن تو مدام (حسین جان)3 اگر گرسنه شدی، یاد کن ز طفل حسین که بیغذا دل شب خفت در خرابهی شام گفت بابا، ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم