تابیفتاد به دامت دل چون بسمل من
حاج مهدی سماواتیپسندیدن16
بازدید5.7K
تابیفتتد به دامت دل چون بسمل من نگرانم همه شب، تا چه کنی با دل من به روی دست گرفتم، دل بشکستهی خویش گر قبولت فتد این، هدیهی ناقابل من بشکن آن قدر دلم را، که به کس رو نکنم چه بخواهی چه نخواهی، ز تو باشد دل من یابن الحسن... بند بندم ز نوای تو بُوَد پر، مهدی خالی از یاد تو یک دم نَبُوَد محفل من یا که خوبم کن و یا با بدی من تو بساز که به هرگونه بُوَد خیر بُوَد حاصل من یابن الحسن...