
مدینه امشب چه سکوتی دارد نگاه بر دست قنوتی دارد که در قنوتش ملکوتی دارد کسی به دوشِ خستهاش شبانه اَنبان میبرد برای مستمندها غریبهای نان میبرد کسی که عاشق بود، بهرَغم رنج و غم امامِ صادق بود، مهتابِ هر شبم دلم فدای آن، حریمِ بیحرم (صادقِ آلُ الله، پناه خستگان صادقِ آلُ الله، امام عاشقان) به داغ تو پیر و جوان میگریند هِشام و صَفوان و اَبان میگریند خلاصهی علمِ جهان میگریند چراغ علم و معرفت، شد روشن از کلام تو صداقت است ارث ما، ز نام تو، مرام تو فدای تنهاییت، امام مهربان چهها کشیدی تو، ز دست دشمنان که مکتب شیعه، بماند جاودان (صادقِ آلُ الله، پناه خستگان صادقِ آلُ الله، امام عاشقان) **** يا ليلةً تَهمي دُموعَ العاشِق والقلبُ كم يَضِجُّ فيه الخافِق شوقاً إلى مَثوى الإمامِ الصادق ما لِلسَّما تَغيَّرت، والكلُّ يَرثي جعفَرا آهٍ لقلبِ الشيعةِ، وهيَ تُواريهِ الثَّرى ويلاهُ مسموما، يُردَى أبو المذهب ويلاه مظلوما، يا قلبَه المُتعَب للقبرِ مَهدوما، یا لیتنا نذهَب يا بن رسول الله یا روحَ العاشقين... ويلاهُ والدنيا بِلادُ الغربة لا قبرَ بل صخرٌ حَوَتْهُ تُربة والطَّيرُ حولَ قبرِهِ في ندبة في ليلِ فَقْدِه الفَجيع، والروحُ يَكْويها الألم آهٍ على حال البقيع، لا قِبّةٌ و لا حرم يا ربِّ فاكتُبنا، في ليلةِ الفَقدِ من زارَ مولانا، بالحزنِ والوَجدِ وندعو زُر عنّا، البقيعَ يا مهدي يا بن رسول الله يا روحَ العاشقين...