محمل نگهدارید یاران، یار اینجاست بیتالحرام و کعبهی دلدار اینجاست محمل نگهدارید و جان گیرید بر کف زیرا خدا را وعدهی دیدار اینجاست محمل نگهدارید زیرا تشنگان را آب از دَم شمشیر آتشبار اینجاست محمل نگهدارید کز خونه شهیدان دامان صحرا سربهسر گلزار اینجاست میقات اینجا، کعبه اینجا، زمزم اینجا رکن و حرم، سعی و صفا، هر چهار اینجاست اینجا نبود و ذات حق ما را صدا کرد اینجا نه موی سر که باید سر فدا کرد او به جای موی سر، سر میدهد قاسم و عباس و اکبر میدهد آوَرَد حجّی که قربانش کنند در یمِ خون سنگبارانش کنند کعبهاش، خون زمزمش، اشک شبش در قفایش نالههای زینبش ما را بوَد از حجِّ کعبه برتر اینجا باید طواف آریم دور دلبر اینجا از تیر گردند سینههامان چشمه چشمه وز تیغ گردد ارباً اربا اکبر اینجا هم نالهها گردن پامال خزانها هم غنچه گردد روی دستم پَرپَر اینجا داغ عطش مانَد روی لبهای سکینه خون میچکد از بازهی آبآور اینجا از خنجر و شمشیر و تیر و نیزه و سنگ آید هزاران زخم روی زخم اینجا اینجا بوَد بر روی قلبم جای نیزه اینجا رَود سرهای ما بالای نیزه اینجا کند در موج خون زینب نظاره بر جسم مجروح و گلوی پاره پاره اینجا بسوزد خیمههای ما در آتش وز دامن دردانهها خیزد شراره خلخال بیرون آورند از پای طفلان خارج شود از گوش زنها گوشواره اینجا تسلّای دل هر نازدانه کعب نِی است و سیلی است و تازیانه اینجا شود سرهای ما از تن بریده اینجا شود سرها به خاک و خون کشیده اینجا نوامیس خدا در مقتل خود جسم مرا شویند با اشک دو دیده اینجا کنار کشتهی عباس باید خیزم زِ جای خویش با قد خمیده (سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سرِ برادرِ زینب)