نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صدای زنگ قافله، از تو بیابونا میاد كی بود منو صدا می زد، كیه كه همسفر می خواد یه دختری تو محملا، خواب اسیری می بینه خواب می بینه رو صورتش، گرد یتیمی می شینه خواب می بینه سر بابا، رو نیزه قرآن می خونه می خواد لباشو ببوسه، نمی تونه نمی تونه خواب می بینه یه نیمه شب، گم شده تو بیابونها یه خانوم قد خمیده، بهش میگه بیا بیا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد