
كجایی، كجایی، برس به فریادم زینب كجایی، كجایی، بیا به امدادم زینب غم فِتاده به دلم زِ داغِ این دو دلداده چه خجالتی ببین بر من داده خونِ سرخِ این دوتا خواهرزاده سر به زیرم و تنها آوردم طفلانت را زینب بیا، زینب بیا **** به میدان، كه بیجان، به زیرِ دست و پا ماندند رسیدم، شنیدم، تو را دَمادَم میخواندند پَر كشیدند سویِ آسمان و در خون تابیدند دو ستارهیِ تو، مادر را دیدند دمِ آخری به هم میخندیدند از رویِ دستِ زهرا آوردم طفلانت را زینب بیا، زینب بیا ***** دو سرباز، سرافراز، كنارِ هم تا افتادند رویِ خاك، تَنِ چاك، دو دستِ خود بر هم دادند هر دو را در لابهلایِ خاك و خون دیدم خواهر دیدم از همه جهت، تیر و خنجر بوسه میزند به گُلهایِ پَرپَر از چنگالِ نیزهها آوردم طفلانت را زینب بیا، زینب بیا