
رفته ز کف توانم، تنها و نیمهجانم این دو قربانیام را، تا خیمه میکشانم گرچه گلهای زینب بودند در زیر سُمِ مرکب بودند اُمُ المَصائِب، زینب زینب ... ***** ای مرهم غمهایم، تنهاترین تنهایم با این دو کودک خود، شرمندهی لیلایم گرچه دو یاس پرپر هستند شبیه جسم اکبر هستند اُمُ المَصائِب، زینب زینب ... ***** میانِ آنهمه لشگر، چو بیکَسات دیدن به اشکِ بیکَسیات، ناکِسانه خندیدن اُمُ المَصائِب، زینب زینب ...