
(نگاهم از سِرِشكِ غصه تَر شد)۲ دلم از آتشِ غم شعلهور شد نگاهِ مهربانت را كه دیدم (دلِ شرمندهام، شرمندهتر شد)۲ (غمِ مهرت، سِرِشتِ من تویی تو، سرنوشتِ من بهشتِ من، بهشتِ من)۲ پر از اشكم، پر از آهم، پریشانم پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم وای، (حسین وای)۳ ... **** ببین شرمندگی را در نگاهم سری افكنده دارم از گناهم دلِ اطفالِ تو لرزیده، ای وای به هنگامِ تماشایِ سپاهم (بیا رحمی به حالم كن شدم تیره، زلالم كن حلالم كن، حلالم كن)۲ (دَمِ آخر بُوَد چشمِ تَرَم سویت سرم ای كاش بُوَد مولا به زانویت)۲ وای، (حسین وای)۳ ...