
حاصلِ عمرم، ارزانیِ تو در قِبالِ پریشانیِ تو پا به پایت خَمیدم با تو اینجا رسیدم از تو جز، مهربانی ندیدم رو زدم، پس مکن ناامیدم سهمِ زینب، این خجالت هر دو بالش نذرِ راهت ای حسین جان ... ***** دیده بر التماسم نبندی تحفههایِ مرا میپسندی؟! ای همه هستِ زینب رَد مکن، دستِ زینب وقفِ تو بوده، پیوسته زینب در رکابت، کَمر بسته زینب بچههایِ خواهرِ تو خاکِ پایِ اکبرِ تو ای حسین جان ... ***** پایِ عشقِ تو سر میگذارن جز شهادت، تحمل ندارن تا عذابم ببینن در طنابم ببینن وای اگر بینقابم ببینن بینِ بزمِ شرابم ببینن کوهِ صبرم، میتوانم داغِ این دو، نوشِ جانم ای حسین جان ...