
كاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی كاش آن زمان درآمدی از كوه تا به كوه سیل سیه كه روی زمین قیرگون شدی كاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یك شعله برق خرمن گردون دون شدی كاش آن زمان كه كشتی آل نبی شكست عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی آل نبی چو دست تظلم برآورند اركان عرش را به تلاطم درآورند این كشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر كز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این خشك لب فتاده ی دور از لب فرات كز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه كم سپاه كه با خیل اشك و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست