
قراره پیشت بمونم مگه نه؟ یه ذرّه فقط زبونم میگیره لکنت گرفت زبونم واست میخوام بخونم بابا شامیها بدن آخه عمّه رو زدن حسین.... (گریه جوهر صدامو میگرفت زنجیر جلوی پامو میگرفت)2 هرجا حرف بد به ماها میزدن دستای عمّه گوشامو میگرفت راستی چشمامو دیدی کبود شده؟ صورتم رو شنیدی کبود شده؟ هرجا که بوسیدی نیزه زدن هرجامو که بوسیدی کبود شده هرجا میرم یکی دنبال منه خواهرت دلواپس حال منه چرا شمر روی سینت جا دادی؟ بغلت آخه فقط مال منه