نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فخر عالم گدایی درتان پادشاهی ست كار نوكرتان پای هر روضه كه بهشت خداست می نشینیم در مجاورتان دل ما زنده از كلام شماست مست فیضیم پای منبرتان همه ممنون لطف تان هستیم بیشتر از شما ز مادرتان خودمان را حقیر می بینیم می نشینیم چون به محضرتان اختیار جهان به دست شماست كائنات است چون مسخرتان هم عدم هم وجود موقوفت به اشارات دیده ی ترتان اشك چشمان عاشقان شما مرهم زخمهای پیكرتان می شود "كن" بدون شك "فیكون" گر بخواهد علی اصغرتان پس چه شد!مردمان حق نشناس... صف كشیدند در برابرتان از شما آب هم دریغ شده آه از لاله های پرپرتان پاسخ خواهشت سه شعبه نبود قوم آیا نكرده باورتان چه كسی پیش دیده ی زینب پا نهاده به روی حنجرتان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد