دلتنگیِ غروب همه جمعه های من
سیدمهدی میردامادپسندیدن6
بازدید7.7K
دلتنگیِ غروب همه جمعه های من كی می رسد به صحن حضورت صدای من عمری اگر كه می گذرد، دلخوشم به این نزدیك تر شده است به تو لحظه های من اشكت اگر به نامه اعمال من نبود بخشش نبود شامل یا ربنای من یك روز محضِ خاطر این چند قطره اشك وا می شود به خیمه ی سبز تو پای من یك شب میان سینه زدنها و گریه ها مُهری بزن به نامه ی كرببلای من