پژمرده‌ام ای بهار، کِی می‌آیی

پژمرده‌ام ای بهار، کِی می‌آیی

[ حاج مهدی سماواتی ]
پژمرده ام ای بهار، كِی می‌آيی؟
خورشيدِ در انتظار، كِی می‌آيی؟

از ظلم، شبِ تيره شده روزِ بشر
ای صاحب ذوالفقار کِی می‌آیی؟
****
هِی به فغان خود زِ گاهواره پرانَد
مادرِ او هم زبانِ طفل نداند

نِی بُوَدش شیر تا به لب برساند
نِی بُوَدش آب تا به رخ بفشاند

به روی دست رویش را بپوشان
به پیش باد مویش را بپوشان

چو دیدی تیر و تیغ دشمنان را
سپیدی گلویش را بپوشان

نظرات