از غمت ذره ذره آب شدم
سیدمهدی میردامادپسندیدن19
بازدید8.8K
از غمت ذره ذره آب شدم گل نبودم ولی گلاب شدم هر زمانی كه آب نوشیدم یادت افتادم و كباب شدم پشت پایی زدم به هر چه كه هست تا كه از عشق تو خراب شدم تا كه احرام اشك را بستم جزو زوار تو حساب شدم پادشاه زمین شدم وقتی به غلامیت انتخاب شدم من دعای قنوت زهرایم آن دعایی كه مستجاب شدم هر كجا شیرخواره ای دیدم بی قرار غم رباب شدم