نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غلام تو منم حسین اگرچه رو سیاهم خودت میدونی عمریه عاشق یک نگاهم به جان زهرا مادرت حسین بده پناهم میمیرم از برای تو اگر کنی نگاهم چکار کنم دوستت دارم خدای تو میدونه در بگشا عقده گشا راهم بده تو خونه ندیده عاشقت شدم نمیدونم چی میشه هرچی میگم حسین حسین دلم که سیر نمیشه تاکه میخوام ببینمت بازم میگی نمیشه چکار کنم دوستت دارم خدای تو میدونه در بگشا عقده گشا راهم بده تو خونه از کودکی مادر من به راه تو دویده به مجلس عزای تو با سوز دل رسیده اشک من و اشک مادر جاری شده ز دیده این اشکا رو با شیر اون لبای من مکیده چکار کنم دوستت دارم خدای تو میدونه در بگشا عقده گشا راهم بده تو خونه دیگه برام یقین شده که دوست داری بسوزم با سوختنم بسازم و دم نزنم بسوزم به غیر تو با کی بگم وقف تو شام و روزم تا دم مرگ دو دیدهام به راه تو میدوزم چکار کنم دوستت دارم خدای تو میدونه در بگشا عقده گشا راهم بده تو خونه گرچه بدم خوشم که آشنای من تو هستی چه غم دارم در دو جهان که دوایم تو هستی خدای تو گفته حسین لقای من تو هستی همین بسه برای من مولای من تو هستی به احترام دیدنت آرام دل شکسته به درب خونهی دلش به عشق تو نشسته دخیله هرکی دل داده به خونهی تو بسته اینه نوای اونیکه ز غیر تو گسسته چکار کنم دوستت دارم خدای تو میدونه در بگشا عقده گشا راهم بده تو خونه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد