نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(شبهایِ جمعه دلِ من، میشه اسیر و مبتلا پَر میزنه مرغِ دلم، میره به سمتِ كربلا)۲ امشب زمینِ كربلا، یه پارچه پُر شور و غمه آخه میگن كه مادرش، (گریهكُنون تو حرمه)۲ همش میگه حسینِ من، مادر چرا بیكفنی؟ عزیزِ من غریبِ من، مادر چرا بیكفنی؟! من غم و مِهرِ حسین با شیر از مادر گرفتم روزِ اول کِامدم، دستور تا آخر گرفتم بر مشامِ جان زدم، یک قطره از عطرِ حسین سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم بر مشامم میرسد هر لحظه بویِ کربلا بر دلم ترسم بماند (آرزویِ کربلا)۲ تشنهیِ آبِ فراتم، ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبرِ شهیدِ کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد