
سرت رو از اینو اون گرفتم دوباره اومدی جون گرفتم می بخشی لکنت زبون گرفتم فقط بزار اون مرد قاتلت بیاد یا اون که بود جلوی قاتلت بیاد باید بابا بیان و دعواشون کن تا صبح بمون دختر حرمله بیاد نبودی و ندیدی که هرروز آدامو در اوردن تو دستشه آخه بابا النگوهامو در آورد باباجون فدا سرت کبودم همینم عمه نبود نبودم تو فکر محله یهودم یکی به تو یکی به من سنگ می زنه فقط میگم اون مرده که چنگ می زنه مگه به ما امون دادن ما رو به هم نشون دادن یک دل سیر کتک ولی صدقه آبروم دادن پرم سوخت تموم پیکرم سوخت موهام ریخت یه طوری که سرم سوخت زجر اومد لگد به پهلوهام گرفت منو کشید پنجه توی موهام گرفت سنان رسید با تازیونه هی می زد به قصد کشت به زخم بازوهام گرفت صدات زدم منو زدن تو هر دقیقه بابایی این زخممو به دوش دارم رو عقیقه بابایی غذامو دیر بهم می دن بخور نمیر بهم می دن بزرگ و کوچیک صدقه تو هر مسیر بهم می دن پیرزناشون لقب دختر پیر بهم می دن می گم که سردرد شده با خنده حصیر بهم می دن من دست و پا گیر شدم آه دیگه از دست خودم کلافه ام زحمت و باید کم کنم اضافه ام دختری خوش قیافه بودم حالا هیشکی خوشش نمیاد از قیافه ام حسین