نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ز زین افتاد پیكر سقا در كنار شط با لب عطشان جدا دستش هم دوتا فرقش در ره جانان یا اخا گویان وای از این غم ها آه و واویلا دلش خون و دیده اش خو صورتش خون سینه اش سوزان عجب دارد قامت سقا حالت زهرا القمه گریان آمده زهرا آه واویلا خدا وندا كو امیر من كو سپه دارم كو علمدارم علمداری بی علمدارم درد و غم دارم كو علمدارم ساقی طفلان آه واویلا عمود این خیمه با دستم بر زمین افتاد زینبا زینب چه سان گویم با عزیزانم عمو جان داد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد