نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روا بود که گلایه ز روزگار کنم چقدر بر جگرم درد و غصه بار کنم به وحش و طیر سپردم مراقبت باشند کسی نماند کنار تنت، چکار کنم ز خاک صورت تو میکشم به صورت خود که روی خود ز نگاه بد استتار کنم خدا کند که شبیه تنت مرا بزنند مگر که پیکر خود چون تو لاله زار کنم چقدر داد زدم سمت بچه ها نروید بلند شو نگذار این قدر هوار کنند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد